[JUSTIFY]عسل
عسل يك واژه عربي است كه در فارسي آن را انگبين مي گويند و عبارت است از شهد گل ها كه زنبور عسل توسط خرطوم كوچك خود آن را مكيده و از راه دهان به كيسه بسيار كوچك خود موسوم به كيسه عسلي وارد مي كند. وقتي ميزان شهد جمع آوري شده به حدود "40" ميلي گرم رسيد، گل ها را رها كرده و به سمت كندو پرواز مي كند. جالب اينكه براي تهيه يك كيلو عسل، زنبور بايد شهد "20" ميليون گل را جمع و به كندو حمل كند. جالب تر اين است كه زنبور عسل خاصيت ثابت گلي دارد، يعني تا وقتي كه مشغول جمع آوري شهد يك گل است، روي ساير گل ها نمي نشيند.
[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]درباره فوايد عسل چه مي دانيم؟
خواص و مواد موجود در عسل همانطور كه مي دانيد عسل از قديمي ترين و نخستين شيرين كننده هايي است كه انسان استفاده كرده است و شامل قندهايي چون گلوكز، فروكتوز، مواد معدني همچون منيزيم، پتاسيم، كلسيم، كلريدسديم، گوگرد، آهن و فسفات است. در ضمن اينكه ويتامين هايي همچون B1 ، B2 ، B6 ، B3 ، B5 و C نيز براساس كيفيت و نوع عسل به نسبت هاي متفاوت در آن ديده مي شود.
[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]علاوه بر موارد ذكر شده در حد كمي مس، يد و روي نيز در عسل وجود دارد. به همين جهت در حال حاضر زنبورهاي عسل يكي از بخش هاي اساسي و اصلي اقتصاد كشاورزي سالم به حساب مي آيند. از ويژگي هاي مهم عسل خاصيت ميكروب كشي آن است. عسل يك ضدعفوني كننده طبيعي است. تحقيقات انجام شده در سال هاي اخير نشان مي دهد كه گذاشتن آن بر روي زخم ها مانع عفونت مي شود. از آنجايي كه عسل حاوي مواد آنتي باكتريايي است مي تواند بخوبي باعث بهبود زخم ها شود.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]زنبور عسل پيش از رسيدن به كندو در بين راه مقداري از آب شهد را جذب مي كند و چون شهد گل ها حاوي "50" تا "80" درصد آب است،  با اين عمل ميزان رطوبت عسل را به حدود 17 تا حداكثر25 درصد مي رساند، يعني حدودا از هر سه گرم شهدي كه زنبور عسل به كندو مي آورد، يك گرم عسل به دست مي آيد. البته عسل مناطق شمالي كشور به علت بالا بودن رطوبت هوا از آب بيشتري برخوردار است و لذا آبكي مي باشد، ولي عسل مناطق كوهستاني از آب كمتري برخوردار مي باشد. [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]زنبور عسل نوعي از آنزيم دياستاز به نام انورتاز را نيز به شهد اضافه مي كند كه اين آنزيم به همراه مواد قندي و نشاسته اي كه چهار پنجم وزن عسل را تشكيل مي دهند، عامل اصلي متبلور شدن يا شكرك  زدن عسل به شمار مي روند. لذا اين باور كه عسل غيرطبيعي شكرك مي زند صحيح نيست، بلكه دليل متبلور شدن و رسوب دادن عسل طبيعي وجود دياستاز و همچنين [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]كربوهيدرات ها مي باشد. دياستاز،  ذرات خيلي ريز عسل را به خود جذب كرده و باعث ته نشين شدن آن مي شود. مقدار گلوكز عسل هر چه بيشتر باشد، زودتر متبلور و ته نشين مي شود. اين خاصيت فقط در عسل هاي طبيعي و غيرتقلبي ديده مي شود، زيرا تنها عسل هاي طبيعي حاوي دياستاز هستند. مدت زمان شكرك زدن يا متبلور شدن عسل بسته به نوع گل متفاوت است و حتي در مورد عسل اقاقيا به چهار سال هم مي رسد. در كشورهاي اروپايي عسل سفت شده و متبلور شده را بيشتر مي پسندند. [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]تشخيص عسل طبيعي و غيرطبيعي از طريق مزه كردن غيرممكن است. براي مصرف كننده يك را ه بيشتر وجود ندارد و آن هم استفاده از ابزارهايي است كه بدن در اختيارش گذاشته است. با چشمانش شكل ظاهري عسل را ارزيابي مي كند، با بيني اش آن را بو مي كند و با زبانش آن را مزه مي كند. [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]اگر مجموعه خصوصيات باب طبعش بود و اگر عسل عطر و طعم گل ها را داشت، آن عسل واقعي است و ارزش آن را دارد كه بهايش را در حد معقول بپردازد. لازم به ذكر است مزه، عطر، طعم، رنگ و بوي عسل فقط مربوط به گل هر منطقه مي باشد و به نژاد زنبور عسل بستگي ندارد. نوع نژاد فقط در پركاري و كم كاري تاثير دارد.» [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]همان طور كه قبلا اشاره شد چهار پنجم وزن عسل را كربوهيدرات ها تشكيل مي دهند و بقيه آن عبارت است از: پروتئين، املاح معدني، عناصر معطر، آنزيم ها، ويتامين ها، گرده گل و آب. هر 100 گرم عسل 330 كيلوكالري انرژي توليد مي كند. لذا عسل، غذايي مقوي و انرژي زاست و به كمك دياستازهايش چربي هاي اطراف قلب را آب مي كند. به همين دليل مصرف آن به سالخوردگان و بيماران قلبي توصيه مي شود. [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]چگونه عسل در درمان زخم ها مؤثر است؟
زماني كه عسل با رطوبت بدن تماس پيدا مي كند. آنزيم گلوكز اكسيداز كه توسط زنبورها در عسل ايجاد شده است به آرامي آزاد مي شود و پراكسيد ئيدروژن ضد عفوني كننده به ميزان زيادي آزاد مي شود و مي تواند در حدي كه به خود بافت آسيب نرساند، باكتريها را نابود كند.در ادامه با جذب مايعات و مواد مقوي به منطقه آسيب ديده باعث رشد سلولي و جلوگيري از خشك شدن زخم مي شود.
فعاليت استميك عسل باعث حضور يك لايه از مايع بين بافتها و بانداژ مي شود و باعث مي شود در هنگام نياز بدون درد جابه جا شود و سلولهاي جديد پاره نشود.به همين جهت در برخي بيمارستانهاي دنيا براي درمان زخم بستراز تركيبات آن استفاده مي شود.
[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]ويژگي منحصر به فرد
1_ به راحتي هضم مي شود: مولكول هاي قند موجود در آن مي توانند به راحتي به ساير قندها تبديل شوند، به همين جهت حتي حساس ترين معده ها نيز مي تواند آن را به سادگي هضم كند.
[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]2_ منبع بسيار خوبي از آنتي اكسيدان است: نقش بزرگي در جلوگيري از سرطان و همچنين بيماريهاي قلبي دارد.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]3_ سطح كالري آن پايين است: در مقايسه با ساير مواد قندي ۴۰% كمتر كالري دارد، هرچند انرژي آن بسيار بالاست، اما به وزن بدن شخص اضافه نمي كند.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]4_ به سرعت در خون پخش مي شود: وقتي با ميزان مناسبي آب مخلوط شود. پس از ۷ دقيقه در جريان خون پخش مي شود و با آزادسازي ملكول قند به عملكرد بهتر مغزكه اصلي ترين مصرف كننده قند در بدن است، كمك مي كند و مانع بروز خستگي مي شود.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]5_ در سلامت و ساخت عوامل خوني مؤثر است: بخش مهمي از انرژي مورد نياز براي اين مورد تأمين مي كند. به علاوه باعث تميز شدن خون مي شود و جريان خون را تنظيم و آسان مي كند و مانع بروز مشكلات عروقي و تصلب شرايين مي شود.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]چند ويژگي جالب ديگر
1_ عسل هرگز فاسد نمي شود، جهت نگهداري احتياج به يخچال ندارد و مي توان در دماي اتاق آن را نگهداري كرد.
[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]2_ به خاطر ميزان بالاي فروكتوز ۲۵% شيرين تر از قند است.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]3_ در درمان آلرژي هاي فصلي براي ساكنين مناطقي كه عسل از گلهاي همان منطقه به دست آمده است، بسيار مفيد است.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]4_ تنها غذايي است كه استفاده از آن باعث نابودي چرخه طبيعت نمي شود.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY] ساخت چند داروي خانگي ساده و مؤثر[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]1_ براي درمان گلودرد، مي توان آن را با چاي و ليموترش مخلوط كرد و نوشيد.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]2_ يك قاشق غذاخوري عسل را با سفيده يك تخم مرغ و يك قاشق چايخوري گليسيرين و يك چهارم فنجان آرد مخلوط كنيد و از ماسك به [/JUSTIFY]
[JUSTIFY] دست آمده به جهت جلوگيري از چين و چروك صورت بمدت ۱۵ دقيقه استفاده كنيد و سپس پوست خود را با آب گرم بشوييد.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]3_ دو قاشق غذاخوري را با ۲ قاشق چايخوري شير مخلوط كرده، بر روي پوست بماليد، مرطوب كننده خوبي است.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]4_ براي جلوگيري از خشكي پوست دست، آرنج و پاشنه پا هم يك قاشق چايخوري عسل را با يك قاشق چايخوري روغن زيتون و يك دوم قاشق چايخوري آب ليمو تركيب كنيد و ۱۵ دقيقه بر روي محل مورد نظر قرار دهيد. نتيجه را بزودي خواهيد ديد.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]5_ براي درخشندگي مو نيز يك قاشق چايخوري عسل را در ۴ فنجان آب گرم حل كنيد و بر روي مو بماليد، اگر رنگ موهايتان روشن است، آب يك ليموترش را هم اضافه كنيد. نتيجه خوبي خواهد داشت.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]6_حتي مي توانيد از آن به عنوان دهان شويه هم استفاده كنيد: يك قاشق عسل را با يك فنجان آب گرم تركيب كنيد و دهان خود را با آن بشوييد.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]7_چند سالي است كه دانشمندان تحقيقات زيادي بر روي خواص اين ماده داشته اند و معتقدند ساير خواص اين ماده اسرارآميز بر آنان پوشيده است كه در آينده روشن خواهد شد. بد نيست بر روي تأثير مثبتي كه دوست جوان ما در مبارزه با آلودگي هوا از اين ماده مغذي ديده است هم تحقيقاتي انجام شود.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]8_شايد روزي مشكل هواي آلوده تهران و ساير شهرهاي بزرگ جهان به همين سادگي حل خواهد شد تا آن روز بد نيست كمي زنبورداري بياموزيم تا بتوانيم خودكفاتر عمل كنيم.
[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]لوازم مورد نياز براي زنبورداري [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]كندو :خصوصيات يك كندو ازورود زنبورهاي مهاجم جلوگيري كند. مقاوم در برابر اثرات مخرب نور خورشيد و باران باشد. مانع از نفوذ موريانه ها گردد. اغلب كندوها چوبي هستند و رايج ترين آنها به نامهاي مدرن يا ملي هستند.
قسمتهاي مختلف يك كندو از پائين به با لا تخته تحتاني - طبقه - پنجره ملكه - قابها و زيرسازي آنها - صفحه جدا كننده - سرپوش
[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]ابزارآلات زنبورداري: لباس كار زنبورداري - يك جفت پوتين يا چكمه خوب - يك جفت دستكش - توري جهت پوشاندن صورت - دودي يا دودكن - كاردك زنبورداري - كلاه - برسي يا شاه پر- قفس ملكه - بچه گير - يك قوطي كبريت [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]دودي يا Smoker زنبوران عسل تندخو به سادگي به زنبوردار اجازه خارج كردن عسل از كندو را نخواهند داد. براي تخفيف دادن حملات آنها و يا اداره كردن زنبوران زماني كه كندو مورد بازديد قرار مي گيرد از وسيله اي بنام دودي يا دود كن استفاده ميشود. برخي از دودكن ها از قلع و برخي از مس يا استيل ضد زنگ ساخته شده اند ويك دودكن بايد دمنده قوي (ماق) و مخزن آتش مناسب داشته باشد. بسته هاي مقواي نازك ،گوني كنف خشك و بخصوص پوسيده ،تكه هاي پارچه يا لباس پشمي كهنه ،چوب پوسيده و پهن گاو بهترين سوختها براي دودكن به حساب مي آيند. [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]چند نكته راجع به زنبورداري 1-رنگ كندوها را اغلب به علت تشخيص بهتر آنها و انعكاس حرارت و جلوگيري از نفوذ گرما به داخل كندو سفيد انتخاب مي كنند. 2- فضاي مورد نياز براي فعاليت هر زنبور در كندو حدود 8 ميلي متر مي باشد. 3- زنبورها از رنگهاي سياه و قهوه اي خوششان نمي آيد و در هنگام كار از بكار بردن وسايل اين رنگي بايد خودداري كرد. [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]آناتومي وانواع زنبور عسل: زنبور عسل موجودي است كه به صورت اجتماعي زندگي مي كند و به دو صورت نر و ماده مي باشد كه ماده ها شامل ملكه و زنبور كارگر مي باشند. قسمتهاي مختلف بدن يك زنبور سر: (چشمها- شاخك ها- ضمائم دهاني- مغز و غدد گوناگون ) سينه : ( بالها و پاها به آن اتصال دارند و مركز حركتي بدن زنبور است ) شكم: ( دستگاه گوارش – تنفس و گردش خون – نيش يا زوائد توليد مثلي است) چشمها: دوعدد چشم مركب با چندين عدسي در دو طرف سر و سه چشم بسيار ساده كوچك بر روي فرق سر دستگاه گوارش شامل فك و خرطوم است . كار فك يا مانديبول mandible گزش، جويدن ، مكش و عمل ليسيدن آلت چنگ زدن به منظور: جمع آوري گرده – موم كاري – تميز كردن كندو – جنگيدن – برداشت كردن و چيدن – كار با بره موم و تثبيت آن - پرستاري نوزادان [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]انواع زنبور: هر كلني شامل ملكه ، چند زنبور نر ، هزاران كارگر و نوزاد (تخم- لارو و شفيره مي باشد.) [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]ملكه:زنبور ملكه بزرگتر از زنبور كارگر و طويل تر از زنبور نر است و تنها يكبار جهت جفتگيري از كندو خارج مي شود.وظيفه عمده ملكه تخم گذاري بوده و در طول اوج فصل پرورش نوزادان بين 1500 تا 3000 تخم مي گذارند. جفتگيري ملكه اصطلاحا اين عمل را پرواز عروسي (Neptune) مي گويند كه 5 روز پس از خروج ملكه از سلول نوزادي اتفاق مي افتد.ملكه به همراه بسياري از زنبور هاي نر به پرواز در مي آيد او در ارتفاعات بالا پرواز كرده و تنها چند نر از 500 نر موفق به جفتگيري مي شوند. ارگان نرينه زنبور نر موفق, پس از جفتگيري شكسته و در ارگانلهاي حياتي ملكه گير مي كند و باعث مرگ زنبور نر مي شود و ملكه 3 الي 4 روز بعد از جفتگيري تخمگذاري مي كند.ملکه و همه زنبورهای کارگر ماده اند؛ فرق ایندو در این است که دستگاه تناسلی کارگران ناقص بوده و جفتگیری برایشان ممکن نیست و حال اینکه دستگاه تناسلی ملکه کامل است و امکان جفتگیری برایش فراهم است و جفتگیری هم میکند.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]ملكه تنها موجود ماده کامل وتنها تخمگذار جمعیت است که مثل زنبورهای کارگر از تخم بارور شده بوجود می آیند. ملکه مادر تمام زنبورهایی است که با وی در کندو زندگی میکنند.
مدت رشدش(از تخم تا موجود کامل)16تا17روز بوده و پس از رسیدن به سن بلوغ(4 تا 5 روز پس از تولد) در یک روز آفتابی حوالی بعدازظهر از کندو به خارج پرواز کرده و با حدود سیزده زنبور نر جفتگیری می کند.بنابراین خیلی از زنبورهای یک جمعیت با وجود اینکه از یک ملکه متولد شده اند باز هم با هم نسبت ناخواهری دارند چون دارای پدرهای متفاوتی هستند بهمین دلیل هم خیلی از زنبورهایی که از یک ملکه متولد شده اند از نظر رنگ با هم فرق میکنند و رنگهای مختلفی دارند.پس از شروع تخمگذاری ملکه معمولا تا آخرعمرش کندو را ترک نمیکند مگر برای بچه دادن.
ملکه معمولا تا 5 سال و بطور استثنایی تا 6 سال هم ممکن است عمر کند و اين عمر طولاني بدليل تغذيه متفاوت ملكه با ديگر زنبورهاست، ملكه از همان لحظه اول از غذاي مخصوصي بنام ژل رويال يا ژل شاهانه كه از غده هاي موجود در سر زنبورهاي نوزاد ترشح مي شود تغذيه مي كند اما زنبورهاي ديگر ازعسل و گرده تغذيه مي كنند؛ ولی اگر بخواهیم جمعیت،پرمحصول باشد باید ملكه راحداکثر در سن سه سالگی حذف نموده و یک ملکه جوان و فعال بجای آن به جمعیت داد،چون با بالا رفتن سن و پیری،قدرت تخمگذاری ملکه نیز بتدریج کمتر می شود در نتیجه جمعیت پس از مدتی ضعیف و ضعیفتر می گردد.
[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]ملکه جوان را بطریق زیر به آسانی میتوان از ملکه پیر تشخیص داد:
ملکه جوان یکی دو ساله که مقدار زیادی تخم دارد شکمش متورم تر بوده و گنده تر بنظر می رسد،بالهایش کامل بوده سر و بدنش از کرک پوشیده شده است و حرکاتش سریع و چابک است.در صورتی که ملکه پیر که از دو سال پیرتر باشد بدون کرک بوده،پرهایش چین خورده و دیگر در محفظه تخمدانش تخم زیاد نداشته بنابراین لاغرتر بوده و خیلی آهسته حرکت می کند.همیشه لازم نیست برای اطمینان از وجود ملکه در کندو حتما خود ملکه را با چشم ببینیم و اگر درون حجره ها تخم روز دیده شود میتوان با اطمینان کامل گفت ملکه در کندو وجود دارد.
[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]زنبورنر:تنبل ترين زنبورهاست و تنها وظيفه آنها جفتگيري با ملكه است. [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]زنبور كارگر:كوچكترين و پرجمعيت ترين زنبوران عسل هستند و 98 درصد جمعيت كلني را تشكيل مي دهند . زنبور کارگر مثل ملکه همیشه از تخم بارور شده بوجود می آیند و مثل ملکه از جنس ماده است و دوران رشدش(از تخم تا زنبور کامل)21 روز است.هیکل زنبور کارگر از سایرین«ملکه و نرها»کوچکتر بوده و گرده گرده گل را در سبدی که در دو پای آخرینش است جمع آوری کرده و به کندو حمل میکند.وجود نیش aiguillon (نیش کارگران بصورتی است که زائده هایی بصورت قلاب در دو طرف آن وجود دارد که وقتی که زنبور شخص را نیش میزند این زائده های قلابی شکل در گوشت بدن گیر کرده ونیش او در داخل بدن شخص می ماند که بهمراه نیش قسمتی از بدن زنبور پاره شده و زنبور پس از مدتی کوتاه میمیرد)در کارگران آنها را از نرها متمایز میسازد.
تمام کارهای داخلی و خارجی کندو و جمعیت را کارگران انجام میدهند که مهمترینشان عبارتند از:
وظايف يك زنبور كارگر عمل پاكسازي و نظافت - تغذيه و مراقبت از نوزادان - شان سازي - كمك كردن به ملكه - پرواز جهت يابي - تهويه كندو - وظايف محافظتي - جاسازي عسل ، گرده ، شهد و آب در سلولها - جلوگيري از غارت و... در روزهای اول تولد کارگران از کندو خارج نشده و به کارهای داخلی کندو رسیدگی می کنند و در این دوره از زندگی، زنبورهای کارگر جوان می توانند غذای مخصوص ملکه و لاروهای کندو را درست کنند و لیکن کارگران مسن این استعداد را ندارند.
بدن کارگران جوان کاملا از کرک پوشیده شده است و بر حسب نوع زنبور دارای رنگهای مختلف بوده،پرها کامل و صاف است و هرچه سن کارگران بیشتر می شود بدنشان براق تر،لیز و بدون کرک خواهد شد.کنار بالها چین خورده و شکل عمومی بدنشان بعلت نداشتن مو و کرک لاغرتر بنظر می رسد.
دو نوع زنبور کارگر وجود دارد که از لحاظ شکل ظاهری کوچکترین فرقی بین آنها دیده نمیشود:کارگران بهاری که از اوایل بهار تا نیمه تابستان متولد میشوند و حداکثر سنشان(از تولد تا مرگ(از شش هفته تجاوز نمی کند.کارگران پاییزی که از نیمه دوم تابستان به بعد تولد می یابند و سن آنها اغلب از هفت ماه هم تجاوز میکند.تعداد زنبورهای کارگر یک جمعیت نسبتا خوب در حداکثر قدرتش در سال(حدود خرداد ماه( به 60000 عدد یا بیشتر هم میرسد در صورتی که در زمستان تعدادشان از 8000 الی 12000 عدد تجاوز نمیکند.
[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]رقص زنبورچيست؟ رقص نيم دايره اي يا دم جنبان...: رقص نيم دايره كه جهت آن به سوي بالا باشد بدين معني است كه غذاي پيدا شده در جهت خورشيد است.رقص نيم دايره كه جهت آن به سوي پايين باشد بدين معني است كه غذاي پيدا شده در خلاف جهت خورشيد قرار دارد.رقص نيم دايره اي كه در زاويه 60 درجه به چپ نسبت به خط عمود انجام مي گيرد به كارگران مي گويد كه مسير خود رادر 60 درجه به چپ در مسير خورشيد به منظورپيدا كردن غذا قرار دهند.رقص در زاويه 120 درجه به سمت راست نسبت به خط عمود به آنها مي گويد راه خويش را در 120 درجه به سمت راست نسبت به خورشيد قرار دهند. [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]رقص دايره اي : يعني زنبور پيش آهنگ منبعي پيدا كرده و نياز به برداشت است و در دسترس است ، واين محل داراي بوي خاص مي باشد. [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]انتخاب محل زنبورستان :يکي از مهمترين نکات مديريتي در پرورش زنبور عسل انتخاب صحيح محل استقرار زنبورستان است. شرايط مطلوب براي محل استقرار يک زنبورستان و محل استقرار کندوها [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]1 - شرايط آب و هوايي :به طور کلي شرايطي چون گرما يا سرماي بيش از حد تحمل زنبورها ، بارندگي پيوسته و زياد ، هواي ابري در بيشتر اوقات سال يا فصل مورد نظر ، بادهاي شديد ، هواي شرجي يا هواي غالبا مه آلود ، افزايش يا کاهش ناگهاني درجه حرارت هوا و آلودگي غير تحمل هوا ممکن است چنان منطقه اي را براي استقرار زنبورستان نا مطلوب کند . [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]2 - پوشش گياهي منطقه :به طور کلي گياهاني چون توتون ، پنبه ،آفتاب گردان ، يونجه ، شبدر ، اسپرس ، بيدمشک ، گوَ ن ، آويشن ، خردل ، زعفران ، نخود ، لوبيا ، نعنا ، سيب ، گلابي ، مرکبات ، اقاقيا ، کاج ، گياهان زينتي و طيف بسيار وسيعي از ديگر گياهان زراعي ، باغي ، جنگلي و مرتعي منابع شهد و گرده براي زنبور عسل محسوب مي شوند .[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]3 - اهميت وجود منبع آب سالم در اطراف زنبورستان :زنبور نيز مانند ساير جانداران به آب به عنوان حياتي ترين نياز خود احتيج دارد .[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]4 - بهداشت منطقه زنبورستان و اهميت آن :زنبور عسل نيز مانند ساير حيوانات به برخي از بيماري ها حساس است و متاسفانه بيشتر بيماري ها باعث انهدام بخش مهم يا تمامي کلني هاي زنبور دار مي شود و يا ضمن خسارت به زنبور دار معالجه مي شوند . بنابراين اقتصادي ترين اقدام براي جلوگيري از ابتلاي زنبورها به بيماري توجه زنبور دار به بهداشت منطقه است . [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]5 - آلودگي هاي صوتي و بوهاي نامطلوب :مکان استقرار زنبورستان بايد دست کم 2 کيلومتر از دامداري ها ، مرغ داري ها ، کارخانه هاي دباغي و ديگر مجتمع هاي توليدي که بوي ناخوشايند در آن ها توليد مي شود دور باشد . زيرا بوي بد زنبوران را فراري مي دهد . زنبورستان ها هم چنين بايد از نقاط پر سر و صدا مثل جاده هاي پر رفت وآمد ، کارخانه هاي پر سر و صدا و غيره به اندازه کافي دور باشند تا سرو صدا موجب هراس زنبورها و فراري شدن آنها نشود . [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]6 - اهميت دور بودن کافي زنبورستان از نقاط مسکوني :زنبورها با توجه به شعاع پرواز خود ممکن است تا 12 کيلومتر از محل زنبورستان دور شوند . نزيک بودن زنبورستان به مناطق مسکوني ممکن است باعث مشکلاتي براي زنبور دار شود .[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]7 - اهميت رعايت فاصله زنبورستان ها از هم :حداقل فاصله لازم به رعايت زنبورستان ها از يکديگر در هر منطقه 6 کيلومتر است . چنانچه اين فاصله کمتر شود بخصوص اگر منطقه پوشش گياهي چندان خوبي نداشته باشد چند مشکل اساسي پيش خواهد آمد:۱- توليد عسل کمتر در دو زنبورستان مجاور هم به علت کمبود منابع شهد و گرده 2- به علت گرده افشاني بيش از حد مورد نياز بيشتر گل ها به ميوه يا بذر تبديل شده و تمام ميوه ها قادر به دريافت مواد غذايي کافي نمي شوند و از کيفيت محصول کاسته شده 3- امکان رفتن اشتباهي زنبورهاي يک زنبورستان به زنبورستان هاي ديگر و شيوع بيماري و غارت وجود دارد .[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]8 - نياز زنبورستان به حصار :[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]9 - ميزان نزديکي زنبورستان به جاده :براي دسترسي به وسايل نقليه براي حمل و نقل ، بارگيري و تخليه کندوها [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]10 - بهترين مناطق استقرار يک زنبورستان :بي ترديد بهترين مکان استقرار يک زنبورستان در يک باغ يا مزرعه بزرگي است که محصول آن بايد توسط زنبور عسل گرده افشاني شود. در اين صورت علاوه بر توليد عسل براي زنبوردار محصولات کشاورز يا باغ دار هم به قدر کافي گرده افشاني مي شود. [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]11 - استقرار زنبورستان در کنار دريا يا رودخانه :چنانچه زنبورستان در ساحل دريا يا رودخانه مستقر شود زنبورها براي نوشيدن و جمع آوري آب بطرف آنها رفته و معمولا جريان آب رودخانه يا امواج دريا بيشتر زنبورها را غرق مي کند و به اين ترتيب خسارت سنگيني به جمعيت کلني ها وارد مي شود .[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]12 - سطح زنبورستان و استقرار کندوها روي پايه يا سکو :سطح زمين زنبورستان بايد دست کم 30 سانتي متر بالاتر از زمين هاي اطراف باشد. [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]13- فاصله کندوها از هم در يک زنبورستان :در يک زنبورستان رعايت فاصله 5/2 متر بين دو کندو ضروري است .[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]14- مکان زنبورستان در رابطه با سمپاشي باغ ها و مزارع :[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]15- جهت استقرار کندوها در زنبورستان :چنانکه منطقه اي که زنبورستان در آن مستقر است بادخيز نباشد مي توان کندوها را به گونه اي در زنبورستان مستقر کرد که سوراخ پرواز آنها به سمت مشرق يا جنوب باشد در اين صورت با طلوع خورشيد نور به سمت جلوي کندوها مي تابد و زنبورها زودتر فعاليت روزانه را آغاز مي کنند.در مناطق بادخيز سوراخ پرواز بايد در جهت مخالف وزش باد باشد تا بخصوص در زمستان باد سرد به داخل کندوها وزيده نشود و در ساير مواقع نيز موجب ناراحتي زنبورها نشود. [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]16 - محافظت کندوها از عوامل نامساعد جوي و محيطي :[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]17 - مسافت مکان جديد زنبورستان تا مکان قبلي :شعاع پرواز مفيد زنبور عسل به 2 کيلومتر و شعاع پرواز دور آن به 6 کيلومتر و گاهي به 12 الي 5/13 کيلومتر مي رسد. براي جلوگيري از مراجعت زنبورها به مکان زنبورستان قبلي مکان زنبورستان جديد تا قبلي بايد بيش از 6 کيلومتر فاصله داشته باشد. [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]18 - رابطه کندو و مساحت زنبورستان :ديوارها نبايد از 2 متر مرتفع تر و فواصل بين کندوها به ميزان حداقل 5/2 متر از هم بايد رعايت شود. [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]19 - نحوه استقرار کندوها در زنبورستان :محل استقرار کندوها در زنبورستان بايد به گونه اي طراحي شود که زنبورهاي پرواز کننده از کندوهاي مختلف مانعي در جلوي زنبورهاي ديگر نباشد به همين جهت در استقرار کندوها طرح هايي چون زيگ زاگ - مربع - گروهي - موازي و غيره ممکن است عملي گردد. [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]20 - زنبورستان در مناطق گرمسيري :زنبور عسل در حرارت 16 تا 32 درجه سانتي گراد در حداکثر فعاليت است و 34 تا 39 درجه سانتي گراد و 16 تا 8 درجه سانتي گراد به تدريج از فعاليت آنها کاسته مي شود و در دماي کمتر از 8 درجه سانتي گراد و بيشتر از 39 درجه سانتي گراد از کندو خارج نمي شوند.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY] [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]بیماری لوک در زنبور عسل به دو صورت زیر دیده میشود:[/JUSTIFY]
[JUSTIFY] [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]الف)لوك آمريكائي :[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
اين بيماري خسارات زيادي رابه زنبوران وارد مي سازد ونه تنها منجربه نابودي يك كلني شده بلكه همه زنبورستان را نابود مي نمايد. اين بيماري فصلي نبوده و در هر فصلي رخ ميدهد.عامل بيماري نوعی باسیل بنام Bacillus Larvae است كه لاروها و شفیره های زنبور کارگر تنها میزبان این باسیل می باشند ضمنا این باسیل اسپور بسيار مقاومي دارد.
[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]انتفال بیماری:
آلودگی از طریق غذای آلوده به اسپور بیماری به لاروهای سالم منتقل میشود.اغلب ناقلان، زنبور های جوان پرستار یا زنبورهایی که حجره ها را تمیز نموده و لاشه تلف شده ها را به خارج از کندو منتقل می کنند می باشند.در معده لارو زنبور اسپور تبدیل به باسیل میشود که این باسیل تولید مثل کرده و لارو را بیمار می کند.اين ارگانيزم به لارو زنبور حمله می برد ولارو را پس از پوشانيده شدن سلول با موم در مرحله پيش شفيرگي از بين مي برد.
[/JUSTIFY]
[JUSTIFY] [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]سرعت انتشار بیماری:[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
سرعت انتشار بیماری متناسب با کمی و زیادی مردگان لاروها می باشد و وقتی که بیماری عمومیت پیداکردو لاروهای مرده زیاد شدند دیگر زنبورها از بیرون کشیدن آنها صرف نظر کرده و از طرفی چون بر جمعیت کندو افزوده نمی شود کندو ضعیف شده و از بین می رود.
اسپر بیماری در مقابل نور آفتاب،خشکی،حرارت،سردی و ضدعفونی های عادی و عمل ضدعفونی عسل بسیار مقاوم است.
[/JUSTIFY]
[JUSTIFY] [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]علائم بیماری:[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
در اثرآلودگي،لاروها در مرحله پيش شفيره اي مرده ، به رنگ قهوه اي درآمده ودر نهايت خشك مي شوند و به صورت يك پوسته در مي آيند كه حذف آنها ازسطح شانها كار مشكلي است. معمولا در اين بيماري پوشش محدب سلولها فرورفته شده وپس از پیشرفت بیماری سوراخ مي گردد.یکی دیگر از علائم مشخصه این بیماری بوی سیریشم ماهی است که از سلول آلوده به مشام میرسد.این بو ممکن است تا یک متری کندویی که درب آنرا برداشته اند استشمام شود. وقتي چوب كبريتي درون سلول حاوي شفيره فاسد شده وارد شود اين شفيره به ميزان چند سانتي متر چون ماده لزجي كش مي آيد.
[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]نحوه برخورد:
موثرترين شيوه مبارزه ۱- استفاده کردن از آنتي بيوتيک ها تا حد امکان کمترمثل سديم سولفا تيازول و ترا مايسين ۲-در آخر اگر کندوي ما به عامل بيماري مبتلا شد سوزاندن کندوی مبتلا با زنبورها و تمام محتویات داخلش اعم از موم،عسل و... موثر ترين راه ممکنه است چون در غير اين صورت خطر ابتلا ديگر کندوهاي ما نيز ميرود.
[/JUSTIFY]
[JUSTIFY] [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]ب)لوك اروپايي:[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
اين بيماري عفوني ناشي از نوعي باكتري بنام Bacillus Alvei است البته این باکتری مانند لوک آمریکایی تولید اسپر نمی نماید.این باسیل تنها عامل بیماری نیست بلکه یک عامل ثانوی یا کمکی برای تولید این بیماری بنام Bacillus Pluton شناخته شده است كه این باکتری هم تولید اسپر نمی نماید.
[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]علائم بیماری:
علائم این بیماری برعکس لوک آمریکایی بسیار متغیر است زیرا لاروها در سنین مختلفی می میرند.نامنظمی علائم با شدت بیماری و طول زمان آلودگی بستگی زیاد دارد.با پیشرفت بیماری سلولهای باز کندو که باید خالی و یا دارای تخم و یا لارو سالم و مریض باشند بطور پراکنده و نامنظم بین سلولهای بسته قرار دارد.
[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]تعداد زیادی از لاروها در این بیماری در صورتی که هنوز بشکل حلقه در ته حجره بدون درب قرار دارند مرده اند بعضی در فاصله سه روزگی که از تفریخ تخم می گذردمرده ولی اکثرا در فاصله بین سه روزگی و روزهایی که درب حجره ها بسته می شوند می میرند یعنی در موقعیکه لاروها زیاد تغذیه می شوند.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]حلقه شدن ته سلول و نامنظم بودن زمان مرگ لاروها نسبت به سنشان این بیماری را از بیماری لوک آمریکایی مشخص می نماید.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]اولین نشانه این بیماری این است که لاروهای بیمار چاقی و براقی و رنگ سفید زنده کرم سالم را از دست داده و برنگ سفید بی روحی در می آیند و نزدیک به مرگ لارو به رنگ زرد روشن در می آید،ممکن است لاروهای مبتلا حرکات غیر طبیعی از خود نشان دهند و این حرکات سبب می شود که شکل غیر طبیعی در سلول پیدا کنند.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]ممکن است در طول پشت کرم رنگ سفید خاکستری تیره یا سفید قهوه ای تیره مشاهده شود علت آن وجود تعداد زیاد باکتری می باشد .در این توده که شکل باسیل پلوتن دیده شده و فرم دیگر باکتری موجود نیست،اول لارو حلقه شده و سپس پوسیدگی شروع و رنگ آنهم از زرد به قهوه ای خاکستری تبدیل شده و نیم شفافیت خود را از دست می دهد،رنگ زرد همزمان با آب شدن و پهن شدن هیکل لارو میباشد،این خاصیت اختصاص به این بیماری دارد.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]وقتی که لاشه کرم در سلول خشک شد لوله های تنفسی بعلت اینکه مواد تجزیه شده بدن کرم دور آن جمع شده برجستگی پیدا می کند و بالاخره بقایای لارو برنگ زرد قهوه ای یا خاکستری قهوه ای بوده و با شکل نا منظم بدیواره پایین سلول باقی می ماند(اگر قبل از مرگ بشکل منظم در نیامده باشد) بقایای لاشه کرم هرگز بدیواره سلول نمی چسبد و کارگر برای تمیز کردن حجرات باسانی می توانند تعداد زیادی از آنها را از سلول خارج نمایند.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]بوی این بیماری در دوره های اول بیماری بوی ترشیدگی کپک زدگی می باشد ولی موقعی که مواد لاروها به فرم طناب در می آید بوی گوشت گندیده که خیلی زننده می باشد به مشام می رسد.
مطلب دیگر اینکه لاروهای ملکه و نرها هم به این مبتلا می شوند در صورتی که در لوک آمریکایی اینچنین نیست.
[/JUSTIFY]
[JUSTIFY] [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]تلقيح مصنوعي در ملكه زنبور عسل[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
ابتدا بايد ملكه را در داخل لوله تلقيح ثابت نگه داشت تا آماده تلقيح شود . آنگاه با استفاده از پيپت تلقيح كه به اندازه 1 تا 2 ميلي متر وارد واژن مي شود عمل تلقيح را انجام داد .هنگامي كه پيپت تلقيح وارد واژن مي شود بايد توجه داشت كه لايه هاي اطراف بافت واژن به سمت پايين برنگردد و اگر اين حالت رخ دهد نبايد خروج اسپرم صورت گيرد زيرا حالت قرار گرفتن لايه هاي اطراف بافت واژن باي انجام تلقيح مناسب نيست .تعجب برانگيز است كه مگر داخل بدني به آن كوچكي چه اندامهايي وجود دارد كه اين چنين موجب ازدياد و افزايش تعداد زنبوران يك كندو مي شود .
[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]

[/JUSTIFY][JUSTIFY] بررسي اثرات ضد باكتريائي بره موم زنبورعسل روي باكتري پني باسيلوس لاروا عامل بيماري لوك آمريكائي زنبورعسل[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
دكتر مصطفي مرادي
عضو هيئت علمي موسسه رازي كرج بخش تحقيق و تشخيص بيماريهاي زنبورعسل و كرم ابريشم
بره موم زنبورعسل يا Propolis ماده اي مركب از صمغ انواع درختان و گياهان مختلف است كه كارگران زنبورعسل آنرا در سبد گرده هاي خود جمع آوري كرده و با ايجاد تغييراتي در آن , از آن به عنوان ماده اي درزگير, صيقل دهنده, ضدعفوني كننده داخل كندوها و سلولهاي مومي و موميائي نمودن لاشه حيوانات تلف شده در داخل كندوها استفاده مي نمايد. بره موم از تركيباتي از جمله صمغ, موم, روغنهاي فرار و گرده گل تشكيل شده است و با استفاده از آناليز بيوشيميائي از تركيبات متنوعي از جمله الكلها ,آلدئيدها, فلاونوئيدها, اسيدهاي آمينه, كالكونها, استرها, استونها, اسيدهاي چرب و ... تشكيل گرديده است كه هر از اين تركيبات در صنايع داروئي ارزش بالائي دارند.
بشر از قديم الايام متوجه اثرات درماني و ضد باكتريائي بره موم بوده است و در موارد بسياري از بيماريهاي انسان و حيوان مورد استفاده قرار داده و نتايج رضايت بخشي را كسب نموده است. در چند دهه اخير تحقيقات زيادي روي خواص درماني بره موم بخصوص اثرات ضد باكتريائي آن انجام گرفته و نتايج قابل توجهي كسب شده است و در برخي موارد از آنتي بيوتيكهاي صناعي هم موثرتر بوده است.
در اين بررسي ميزان حساسيت باكتري پني باسيلوس لاروا عامل بيماري لوك آمريكائي زنبورعسل كه خطرناكترين بيماري زنبورعسل است مورد بررسي قرار گرفت و از روشهاي رايج در بررسي اثرات آنتي باكتريائي مواد روي باكتريها از جمله روش رقت در براث و روشBaure – Kirby استفاده گرديد.
در روش رقت در براث باكتري مذكور را در محيط براث كشت داد و با استفاده از رقتهاي مختلف عصاره هاي اتانولي بره موم تحت تاثير قرار داديم . در روش Baure – Kirby از ديسكهاي كاغذ صافي آغشته به ميزانهاي مختلف عصاره هاي الكلي بره موم استفاده گرديد كه نتايج حاصله به شرح زير است:
در روش رقت در براث رقتهاي 32/ ميلي گرم در ميلي ليتر بره موم و بيشتر از آن باعث مهار رشد باكتري مذكور گرديدند و بدينصورت رقت 32/ ميلي گرم در ميلي ليتر بره موم به عنوان حداقل غلظت ممانعت كننده از رشد( MIC ) بره موم روي باكتري پني باسيلوس لاروا تعيين گرديد و در روش بائور كربي ديسكهاي كاغذ صافي حاوي 01/ تا 1/ ميلي گرم بره موم با ايجاد هاله هاي ممانعت از رشد باكتري به قطر 5 الي 18 ميلي متر در اطراف خود مانع از رشد باكتري مذكور گرديدند.
نتايج حاصل از اين بررسي نشان مي دهد كه بره موم زنبورعسل ايران در مقايسه با بره موم توليدي برخي از كشورهاي ديگر از خاصيت ضد باكتريائي نسبتاً بالائي برخوردار است و در صورت استفاده صحيح مي تواند در درمان بيماري لوك آمريكائي زنبور عسل مورد استفاده قرار گيرد. در رابطه با اثرات داروئي بره موم روي ساير عوامل بيماريزاي انسان و دام تحقيقات زيادي صورت گرفته است. از جمله بارزترين و خوشبينانه ترين اثرات بره موم اثر آن روي انواع ويروسها از جمله ويروس عامل بيماري مهلك ايدز و انواع سلولهاي سرطاني بوده است كه نويدهاي را در راه درمان اين بيماريها با استفاده از تركيبات مختلف بره موم ايجاد كرده است. با توجه به تنوع پوشش گياهي ايران و تركيبات متنوع موجود در بره موم زنبور عسل ايران مي توان استفاده هاي زيادي از آنرا در درمان بيماريهاي انسان و دام برد.
[/JUSTIFY]