خانه علوم پایه اناتومی دستگاه تناسلی گاو ماده

دستگاه تناسلی گاو ماده

0
1526
دستگاه تناسلی گاو ماده

تشريح و فيزيولوژي دستگاه تناسلي گاو

موفقيت در برنامه تلقيح مصنوعي بر اطلاعات كافي از ساختمان و فيزيولوژي دستگاه تناسلي و توليد مثلي گاو استوار است. قبل ازتلاش درجهت تلقيح گاوها بايد يك تصوير ذهني از قسمت آناتوميكي دستگاه تناسلي داشته باشيم كه نشانگر مجراي تناسلي ماده ميباشد .
براي درك اينكه چرا حيوان علائم متعددي در سيكل فحلي (استروس) نشان ميدهد و چه زماني بايد تلقيح شود و اينكه چطور آبستني پيشروي مي كند بايد به مكانيسم هورموني كنترل كننده سيكل فحلي در گاو كاملا آشنايي داشته باشيم.

آناتومي :
قسمتهاي مختلف تشكيل دهنده دستگاه تناسلي گاو شامل :
۲ تخمدان، ۲ مجراي تخم بر (اويداكت)، ۲ شاخ رحمي، يك بدنه رحم، گردن رحم ، واژن و فرج كه قسمت خارجي دستگاه تناسلي ميباشد. مثانه در زير و ركتوم دربالاي دستگاه تناسلي قرار گرفته اند و مجراي خروجي ادرار به كف واژن متصل است.

فرج: قسمت خارجي دستگاه تناسلي كه داراي ۳ وظيفه اصلي ميباشد :
۱ – عبور ادرار
۲ – ورودي جفت گيري
۳ – به عنوان قسمتي از كانال زايماني
لبه هاي فرج در اطراف مجراي ورودي قرار گرفته و ظاهري چين خورده دارند. در هنگامي كه گاو فحل نمي باشد اين لبه ها خشك هستند و وقتي گاو فحل است فرج معمولا ظاهري قرمز ، متورم و مرطوب دارد.

واژن: طول واژن درحدود ۱۵سانتيمتر ميباشد و از مجراي ورودي تا گردن رحم ادامه دارد.
در حين جفت گيري طبيعي اسپرم در قسمت قدامي واژن قرار ميگيرد. واژن نيز به عنوان قسمتي از كانال زايمان در هنگام گوساله زايي مطرح ميباشد.

گردن رحم: گردن رحم با يك ديواره ضخيم اتصالي بين واژن و بدنه رحم ميباشد . اين ديواره ضخيم از بافت همبند متراكم و عضله تشكيل شده و هنگام تلقيح مهمترين محل نشانه گذاري ميباشد. ورودي گردن رحم بطرف واژن برجسته ميباشد و به عقب برگشتگي دارد. اين برگشتگي يك بن بست كيسه اي را دور تا دور ورودي گردن رحم ايجاد ميكند. داخل گردن رحم ۳يا ۴ چين يا رينگ وجود دارد كه اين طرح موجب تسهيل عملكرد اصلي گردن رحم (محافظت رحم از محيط خارجي) مي گردد. اطلاع در مورد سرويكس و به انتها رساندن تفنگ تلقيح از ميان رينگهاي آن مرحله اصلي براي شروع تلقيح مصنوعي است. سرويكس (گردن رحم ) از طرف ديگر به بدنه رحم باز ميشود.

دستگاه تناسلی گاو ماده
بدنه رحم: طول بدنه رحم حدود ۵/۲ سانتي متر ميباشدو بعنوان ارتباط دهنده بين دوشاخ رحمي و گردن رحم عمل مي كند . بدنه رحم مكاني است كه اسپرم بايد درحين تلقيح مصنوعي در آن قرار گيرد . از بدنه رحم به بعد بقيه ساختمانها جفت خواهند بود.

شاخ رحمي: دو شاخ رحمي شامل لايه هاي عضلاني و يك شبكه عروقي خوني قوي ميباشد. عملكرد اصلي رحم تامين محيط مناسب براي جنين ميباشد وقتي حيوان از طريق طبيعي جفتگيري ميكند يا تلقيح مصنوعي مي شود عضلات رحمي تحت تاثير هورمون اكسي توسين بطور سيستميك منقبض ميشوند تا به انتقال اسپرم بطرف اويداكت ( لوله تخم بر) كمك شود.

اويداكت: اويداكتها يا لوله هاي تخم بر لوله هاي فالوپي نيز ناميده ميشوند. وقتي به شكل ميكروسكپي بررسي ميشوند داراي چندين ناحيه مشخص ميباشند. بخش نزديكتر به رحم، تنگه (ايستموس) ناميده ميشود. ارتباط بين رحم و تنگه u.t.j خوانده ميشود u.t.j به عنوان فيلتراسپرمهاي غيرعادي عمل ميكندوتنگه محلي براي ذخيره اسپرم سالم ميباشد. علاوه بر اين تحقيقات نشان ميدهد كه اسپرمهاي سالم خودشان را به ديواره ها ميچسبانند در حين اين دوره اتصال تغييرات فيزيولوژيكي زيادي در غشا اسپرم ايجاد ميشود كه براي دستيابي به پتانسيل باروري ضروري ميباشد. اين تغييرات درمجموع بعنوان ظرفيت پذيري ميباشند و بطور واضح بدليل اتصال به ديواره هاي ايستموس تنظيم ميشود . در حدود ۶-۵ ساعت بعد از تلقيح تكميل روند ظرفيت پذيري اسپرمهاي بارور در ايستموس طول ميكشد. قسمت بعدي اويداكت نزديكتر به تخمدان آمپولا ناميده ميشود . داخل آمپولا بازتر از ايستموس ميباشد و اين اجازه عبور راحتتر را به تخمك ميدهد . در اين بخش از اويداكت باروري روي ميدهد اعتقا د بر اين است سيگنالهاي ( واسطه هاي ) شيميائيي كه در زمان تخمك گذاري رها ميشود موجب تحريك جدا شدن اسپرمها از ديواره ايستموس و ادامه طي مسيرشان بسوي محل باروري د رآمپولا ميشود . تخمك توسط انتهاي باز ، بزرگ و شيپوري شكل اويداكت كه دراطراف تخمدان ميباشد دريافت ميشود،اين ساختمان شيپوري كه اينفانديبولوم ناميده ميشود تخمك را از افتادن به داخل حفره بدن حفظ ميكند.ساختمان مويي شكل روي اينفانديبولوم وداخل آمپولا تخمك را بطرف محل باروري هدايت ميكنند.

تخمدان: تخمدانها اندامهاي اصلي دردستگاه تناسلي گاو ميباشند آنها دوعمل اصلي دارند:
۱- توليد تخمك
۲- توليد هورمونها بنام استروژن و پروژسترون در مراحل مختلف سيكل استروس (فحلي)
در سطح تخمدان معمولا ۲ نوع بافت متفاوت وجود دارد . فوليكولها كه با مايع پر شده اند و حاوي تخمك ميباشند. معمولا تعداد زيادي فوليكول روي هر تخمدان يافت ميشود كه در اندازه هاي مختلف از كوچك كه به سختي تشخيص داده ميشوند تا به قطر ۲۰-۱۸ ميليمتر ميباشند. بزرگترين فوليكول حاضر روي يك تخمدان بنام فوليكول غالب ميباشد و وقتي حيوان فحل ميشود به احتمال زياد اين فوليكول كانديد براي تخمك گذاري ميباشد. درطول زمان بيشتر از ۹۵% فوليكولهاي روي تخمدان بدون اينكه به تخمك گذاري برسند ميميرند و توسط گروه جديد فوليكولهاي در حال رشد جايگزين ميشوند. ساختمان ديگر روي سطح تخمدان جسم زرد يا cl ميباشد.

Cl محلي است كه تخمك گذاري درحين سيكل گذشته درآن انجام شده است clمعمولا تاج مشخصي دارد كه از سطح تخمدان بالا آمده است و شناسايي آن را در حين ملامسه آسان ميسازد . Cl ممكن است حفره پر شده از مايع داشته باشد اما معمولا يك ديواره ضخيمتر از فوليكول دارد و از بافت متراكم تري تشكيل شده است . Clدر ظاهر از بيرون قرمز تيره ميباشد در يك برش عرضي رنگ زرد درخشان تا داخل ارگان ديده ميشود .

فيزيولوژي*:
بخشهاي گفته شده مربوط به قسمتهاي مختلف دستگاه تناسلي گاو بود. در فيزيولوژي چگونگي عمل سيستم هورموني را بررسي ميكنيم. در يك مدت زماني تعداد زيادي تغييرات در دستگاه تناسلي در پاسخ به تغيير سطح هورموني روي ميدهد. اين تغييرات در گاو ماده هر ۲۱ روز تكرار ميشود. اين تكرار منظم سيكل استروس ناميده ميشود. چگونگي سيكل فحلي ( استروس ) به اين ترتيب است كه اگر يك گاو فحل را در روز صفر درنظر بگيريم با توجه به دستگاه تناسلي چندين پديده وجود دارد : يك تخمدان كه حاوي يك فوليكول بزرگ با قطر ۲۰-۱۵ ميليمتر مي باشد. اين فوليكول يك تخمك بالغ داخل خود براي رها شدن دارد. سلولهاي پوششي اطراف فوليكول هورمون استروژن توليد ميكنند استروژن در جريان خون به همه قسمتهاي بدن حيوان منتقل مي شود و باعث واكنش اندامهاي ديگربه روشهاي گوناگون مي شود اين هورمون رحم را به تحريك حساستر ميكند و به انتقال اسپرم در زمان تلقيح كمك مي نمايد همچنين باعث ميشود كه گردن رحم موكوسي ترشح كند كه در واژن جريان ميابد و آنرا لغزنده ميسازد. استروژن مسئول بروز همه علائم فحلي ميباشد، مثل تورم و قرمزي فرج، اجازه پرش گاوهاي ديگر برروي گاو فحل، كم اشتهايي، به شكل قابل توجهي بدن را پايين نگه ميدارد، گوشهايش را سيخ نگه ميدارد.

در روز اول فوليكول پاره شده و تخمك رها ميشود (تخمك گذاري) تا در اينفانديبولوم منتظر بماند چندين ساعت قبل ازتخمك گذاري توليد استروژن كاهش ميابد درنتيجه حيوان علائم مشخص فحلي را نشان نميدهد. بعد از تخمك گذاري سلولهاي جديد بنام سلولهاي لوتئال روي تخمدان در محلي كه فوليكول قرار داشت بطرف بيرون رشد ميكنند، بعد از ۶-۵ روز اين سلولها جسم زرد را تشكيل ميدهند. جسم زرد هورمون پروژسترون توليد ميكند كه رحم را براي آبستني آماده ميكند. تحت تاثير اين هورمون رحم يك ماده مغذي براي جنين توليد ميكند كه شير رحمي ناميده ميشود. در همين زمان پروژسترون در گردن رحم يك پلاگ براي جلوگيري از ورود باكتريها و ويروسها به رحم ايجاد ميكند كه گردن رحم بسته بماند. همچنين اين هورمون حيوان را از برگشت به استروس با جلوگيري از آزادسازي هورمون fsh (هورمون تحريك كننده فوليكول) از غده هيپوفيز مغز باز ميدارد.

Fshرشد فوليكول را تحريك مينمايد رشد سريع فوليكول معمولا موجب توليد استروژن و برگشت حيوان به حالت فحلي ميگردد و اين حالت زندگي را براي يك جنين تازه در يك حيوان آبستن مشكل مينمايد بنابراين پروژسترون از آزاد سازي fsh جلوگيري ميكند كه اين يك جنبه مهم باقي ماندن آبستني است.

ازطرف ديگر اگر حيوان را تلقيح نكنيم دوباره فحل ميشود روز ۱۸-۱۶سيكل استروس بعنوان دوره شناسايي مادر ميباشد در اين زمان تلاشهاي رحم براي حضور و رشد جنين صورت ميگيرد اگر هيچ جنيني شناسايي نشود رحم شروع به توليد هورمون ديگري مينمايد بنام پروستاگلاندين كه جسم زرد (cl) را تخريب مينمايد. وقتي جسم زرد تخريب شود ديگر پروژسترون توليد نميشود و غده هيپوفيز شروع به ترشح fsh مي نمايد و اين باعث انتخاب يك فوليكول جديد براي رشد ميگردد تا اينكه به حداكثر اندازه خود برسد. فوليكول توليد استروژن ميكند وحيوان را به حالت فحلي و استروس باز ميگرداند و اين چرخه يك سيكل كامل فحلي مي باشد كه ميانگين كل زمان حدود ۲۱ روز است. سيكل استروس به دو فاز تقسيم ميشود كه اين تقسيم بندي برپايه هورمون غالب يا ساختمان تخمدان در هر فاز ميباشد.

فا لوتئال وقتي شروع ميشود كه جسم زرد شكل گرفته است سطح پروژسترون دراين فاز بالا ميباشد و حدود ۶-۵ روز بعد از فحلي شروع ميشود. وقتيكه جسم زرد از بين ميرود در حدود روز ۱۹-۱۷ سيكل اين فاز خاتمه ميابد.

فاز ديگر فاز فوليكولي است كه وقتي جسم زرد يك سيكل در حال از بين رفتن است شروع ميشود و وقتي يك جسم زرد جديد در سيكل بعدي شكل ميگيرد خاتمه ميابد. بنابر اين فاز فوليكولي بين دو دوره زماني دو استروس ميباشد. در اين فازاستروژن بالاتر ميباشد در حاليكه پروژسترون كم ميباشد. تحقيقات با تكنولوژي اولتراسوند نشان داده كه رشد فوليكول وابسته به موجهايي از رشد فوليكول ميباشد. در حالت نرمال يك حيوان ۳-۲ موج رشد فوليكولي در ۲۱ روز سيكل خواهد داشت از اين موجها يك فوليكول اجازه ميابد كه به حداكثر رشد برسد اين فوليكول بزرگ بعنوان فوليكول غالب مطرح شده و توانايي تنظيم يا محدود كردن رشد همه فوليكولهاي ديگرتخمدان را خواهدداشت.فوليكول غالب تنها براي مدت كوتاهي (۶-۳ روز) غالب باقي مي ماند كه بدنبال آن ممكن است مرگ سلولي يا تخمك گذاري انجام شود در نتيجه فوليكول غالب با موج رشد فوليكولي بعدي همزمان نميشود. از اين موج جديد فوليكول غالب ديگري انتخاب ميشود اگر چه اين اتفاقات براي رشد فوليكول دركل سيكل فحلي (استروس) روي ميدهد ولي سطح كم fsh درحين فازلوتئال، زمانيكه سطح پروژسترون بالاست، از اينكه فوليكولها مقدار زيادي استروژن توليد كنند و حيوان را به حالت فحلي باز گردانند جلوگيري مي كند و فوليكول غالب تنها در زمان از بين رفتن cl، زماني كه سطح پروژسترون كم مي شود، مي باشد كه دوباره اجازه ميدهد استروژن كافي براي برگرداندن حيوان به حالت استروس و ادامه تخمك گذاري توليد شود.

پيشروي و رشد جنين :
ابتدا پديده هايي را كه بعد از تلقيح روي ميدهند دنبال ميكنيم : در ۵-۴ روز اول تخم در اويداكت بطرف رحم حركت ميكند وقتي به رحم رسيد در مايع رحمي غرق شده و به رشد ادامه ميدهد در حاليكه آزادانه در رحم معلق است. چندين غشا مثل آمنيون و كوريون و آلانتوئيس توسط جنين جديد توليد ميشود. در مجموع اين غشاها به عنوان جفت خواهند بود.

خوشبختانه تا وقتي زمان شناسايي مادري (روز ۱۸-۱۶) فرا ميرسدفتوس (جنين) و جفت ميزان كافي از علائم شيميايي توليد كرده كه براي حفظ و دوام آبستني لازم است. اين عوامل شيميايي از عمل پروستا گلاندين روي cl ممانعت ميكند بنابراين cl باقي ميماند و به توليد پروژسترون كه براي دوام آبستني ضروري است ادامه ميدهد.

در حدود روز ۳۰ آبستني جفت شروع به وصل شدن به رحم در چند نقطه مينمايد. نقاط اتصالي طرف جفت را كوتيلودون و طرف رحمي را،كارانكول مي نامند. سطح داخلي نقاط اتصالي مهم ميباشد زيرا مسيري براي تبادل مواد مغذي و زائد توليدي بين مادر و جنين كه از طريق سرخرگ و سياهرگ طناب نافي صورت ميگيرد ميباشد.

در گوساله زايي عضلات رحم شروع به انقباض مينمايد و ناگهان گوساله و غشاها را از طريق گردن رحم و واژن متسع شده خارج ميسازد. چندين هورمون مثل پروژسترون و استروژن و پروستاگلاندين و ريلكسين و كورتيكوئيد توليد شده توسط مادر، جنين و جفت با هم تداخل عمل انجام داده تا اين پديده روي دهد. گوساله زايي در يك محيط تميز و مناسب بعد از يك زايمان مشكل از ايجاد مشكلات جلوگيري ميكند.

آشنا شدن با آناتومي و فيزيولوژي دستگاه تناسلي گاو كمك ميكند كه عمل تلقيح مصنوعي را بهتر انجام دهيم. فهم اينكه چطور هورمونها در استروس براي كنترل اين تظاهرات عمل مي نمايند كمك ميكند كه علت و زمانيكه حيوان علائم متعدد فحلي را نشان ميدهد بهتر متوجه شويم و اينكه چطور آبستني آغاز ميشود،دوام ميابد و دامپزشكان و يا گاوداران چه عملي بايد براي گاوي كه سيكل نرمال ندارد انجام دهند .

بدون دیدگاه

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید